تبليغاتX
روزگار تنهای

روزگار تنهای

بنام تکزنگ کلیسای قلب

درباره وبلاگ

چه مي خندي تو؟

به مفهوم غم انگيز جدايي؟

به چه چيز؟

به شکست دل من يا به پيروزي خويش؟

به چه مي خندي تو؟

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

يا به افسونگري چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

به چه مي خندي تو؟

به دل ساده من مي خندي که دگر تا به ابد نيز به فکر خود نيست؟


پیوندهای روزانه

RSS

خیلی دوست دارم

اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی

  تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد

  اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی

  و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی

  اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی

  تا من بر سکوت نگاه تو

  رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم

  ای کاش می دانستی

 اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی

  که این غریبه تنها ، جز نگاه معصومت پنجره ای

  و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد

  ای کاش می دانستی

d00SeT_DaRaM.jpg

به قلم : مرتضی در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 18:0 موضوع: | +

فال حافظ

میخوام برات از آسمون . یاسای خوشبو بچینم


میخوام شبا عکس تو رو . تو خواب گلها ببینم


میخوام یه جادو بکنم . همیشه پیشم بمونی


از تو کتاب زندگی . یه حرف رنگی بخونی


امشب میخوام برای تو یه فال حافظ بگیرم


اگر که خوب در نیومد . به احترامت بمیرم


امشب میخوام رو آسمون عکس چشاتو بکشم


اگر نگاهم نکنی . ناز نگاتو بکشم


امشب میخوام تا خود صبح . فقط برات دعا کنم


برای خوشبخت شدنت . خدا خدا خدا کنم

خدا خدا خدا کنم...

به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد که خاک ميکده کحل بصر توانی کرد
مباش بی می و مطرب که زير طاق سپهر بدين ترانه غم از دل به در توانی کرد
گل مراد تو آن گه نقاب بگشايد که خدمتش چو نسيم سحر توانی کرد
گدايی در ميخانه طرفه اکسيريست گر اين عمل بکنی خاک زر توانی کرد
به عزم مرحله عشق پيش نه قدمی که سودها کنی ار اين سفر توانی کرد
تو کز سرای طبيعت نمی‌روی بيرون کجا به کوی طريقت گذر توانی کرد
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولی غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
بيا که چاره ذوق حضور و نظم امور به فيض بخشی اهل نظر توانی کرد
ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی طمع مدار که کار دگر توانی کرد
دلا ز نور هدايت گر آگهی يابی چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد
گر اين نصيحت شاهانه بشنوی حافظ به شاهراه حقيقت گذر توانی کرد

تعبیر:حقیقت و هدف از تو دور نیست فقط باید بصیر و آگاه باشی و هوشیارانه عمل کنی. در راه عشق به پیروزی خواهی رسید به شرط آنکه اخلاص داشته باشی و دروغ و ریا را از خود دور کنی.

فال حافظ

به قلم : مرتضی در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 0:33 موضوع: | +

ای کاش که دل از سینه بیرون می بود

با خیالت عمری ، روز و شب درگیرم
توی رویام هر شب ، دستتو می گیرم
بی تو خیلی تنهام ، چقدر از من دوری
رفتی و با گریه گفتی که مجبوری

تو دلم آتیشه بگو بر می گردی
با نگات آخه منو عاشقم کردی
زیر بارون بی تو ، براي تو می خونم
تا ابد ، تا زنده ام واسه تو می مونم

اگه عاشق باشی ، دوری هم شیرینه
لحظه هامون رنگ شادی رو می بینه
واسه رویای من ، بهترین تعبیری
اگه با هم بودیم واسه هم می میریم

تو دلم آتیشه بگو بر می گردی
با نگات آخه منو عاشقم کردی
زیر بارون بی تو ، براي تو می خونم
تا ابد، تا زنده ام، واسه تو می مونم

به قلم : مرتضی در جمعه ششم شهریور 1388 ساعت 17:17 موضوع: | +

نیلوفرم

همه هستی من آيه تاريکی است

که تورا در خود تکرار کنان .........

و

امروز اوست که به بهانه صحبت ها و نوشته ها وپند ها يش من بر می خيزم و می نسشينم و امروز روزی است که من به بهانه او  و در اطاقی که به اندازه يک تنهائی است و دلم که به اندازه يک عشق است به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرم وبه زوال زيبای گلها در گلدان و به نهالی که تودر باغچه خانه مان کاشته ای و به آواز قناری ها که به اندازه يک پنجره می خوانند .

آری من سهمم را در تو نيلوفرم می يابم و تنها در توست که خلاصه شدن در يک دوستی بی ريا را در می يابم . ای کاش فردا که باران آمد باز هم باران بوی نيلوفر ايرانی ام را با خود برای من بياورد . اما مباد روزی که باران شديد شاخه ای نيلوفرم را بشکند . و من دلم می شکند و نفرين می کنم . خودم را باران را . به سوگ خواهم نشست . ای کاش نيلوفرم می دانستی به بهانه توست که می روم . می خندم . می مانم . بی تو . اما .

من . به اين لحظه نمی انديشم . چون خود تو گل اميد نيلوفر را در دلم کاشته ای

دوستت خواهم داشت . و به تقدس اين دوستی ايمان .

روزی مباد که من بی نيلوفرم باشم . آمين

 

به قلم : مرتضی در سه شنبه بیستم مرداد 1388 ساعت 15:46 موضوع: | +

یا زهرا

 

دعای حضرت زهرا (س) :


پروردگارا مرا به آنچه روزی فرموده‌ای قانع کن که از آن چه از نعمت‌هایت دارم راضی باشم و مرا با الطاف و محبت‌هایت پوشش بده و برای همیشه به من عافیت، دوری از امراض روحی و جسمی عنایت فرما. پروردگارا مرا ببخش و به من رحم فرما آنگاه که مرا از دنیا می‌بری. پروردگارا در جستجوی آنچه برایم در نظر نگرفته‌ای سرگردان و عاجزم مفرما و آنچه را برایم خواسته‌ای به آسانی و سهولت در اختیارم قرار ده. خدایا پاداش نیکو به پدر و مادرم مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنین کن. پروردگارا مرا برای آنچه آفریده‌ای برای همان قرارم ده و به آنچه که خود متکفل انجام آن برایم شده‌ای، مشغولم مفرما. خدایا مرا عذاب مفرما در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو تقاضا و خواهش می‌کنم. الهی مرا نزد خودم ذلیل و بی‌مقدار قرار ده ولی مقام خودت را نزد من عظیم فرما و اطاعت خویش و انجام آن چه رضای تو در آن است و پرهیز از آنچه تو را به خشم می‌آورد را در همه امور به من الهام فرما.
ای مهربانترین

به قلم : مرتضی در جمعه بیست و ششم تیر 1388 ساعت 15:37 موضوع: | +

T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I

طراح قالب های بلاگفا